تحصیلات تکمیلی: نگاهی از درون (روزنامه شرق سوم مهر ماه)

یک- افزایش شمار دانشجویان
افزایش بی رویه شمار دانشجویان در مقاطع پایین­تر نظیر دوره­های کاردانی و کارشناسی ناپسند است اما این افزایش در مقاطع بالاتر عواقب ناگوارتری در پی خواهد داشت. به عبارت دیگر، با افزایش تعداد داوطلبان ورود به دوره­های تحصیلات تکمیلی، افزایش ظرفیت پذیرش امری معقول نیست! هزینه برگزاری دوره­های کارشناسی ارشد و دکترا قابل قیاس با دوره کارشناسی نیست و این دوره­ها هزینه­های بالایی بر دوش جامعه خواهد گذاشت. به علاوه افزایش دانش آموختگان دوره­های تحصیلات تکمیلی، در حالی که موقعیت شغلی بخش عظیمی از آنان مشخص نیست، سودی برای جامعه نخواهد داشت. موقعیت سنی و حرفه ای فرد فارغ التحصیل دوره کارشناسی ارشد و یا دکترا را نباید با موقعیت فرد فارغ التحصیل دوره کارشناسی اشتباه گرفت. در واقع، تشویق بی­برنامه دانشجویان به ورود به دوره دکترا، ممکن است علاوه بر اتلاف منابع کشور، موجب از دست رفتن معدود فرصت هایی که شخص بعد از دانش­آموختگی در مقطع کارشناسی از نظر کاری به دست می آورد، شود.

دو- افزایش شمار دانشگاه­های پذیرنده


در سال­های اخیر، اغلب دانشگاه­های کشور (به ویژه دانشگاه­های غیر دولتی و دولتی کوچک) در یک حرکت هماهنگ به گشایش دوره­های تحصیلات تکمیلی اقدام کرده­اند. به طوری­که با نگاهی به دفترچه­های منتشره از سوی سازمان سنجش کشور تعداد دانشگاه­هایی که اقدام به گرفتن دور­ه­ی دکتری گرفته­اند چند برابر شده است. یکی از پندارهای نادرست مربوط به دوره های تحصیلات تکمیلی، آن است که این دوره کم و بیش مانند دوره پیش از آن برگزار می­شود، در حالی که مقاطع کارشناسی ارشد و به ویژه دکترا به طور اساسی با دوره کارشناسی فرق دارد و مهمترین آن، تفاوت در پژوهش است. به عبارت دیگر، در حالی که در دوره کارشناسی، تأکید اصلی بر گذراندن واحدهای درسی و البته مقدار کمی کارهای پژوهشی معمولاً وابسته به دروس است، در دوره کارشناسی ارشد (تا اندازه ای) و دکترا تمرکز اصلی، انجام یک پژوهش علمی و مستقل توسط دانشجو زیر نظر استاد مربوطه است؛ انجام پژوهش یاد شده به یک سلسله لوازم مانند رایانه، آزمایشگاه، وسایل نقلیه، مراکز صنعتی و ... نیاز دارد (این نیازها بسته به رشته های گوناگون متفاوت خواهد بود). فراهم نبودن امکانات یاد شده برای برگزاری درست دوره­های تحصیلات تکمیلی در اغلب دانشگاههای غیر دولتی و دولتی کوچک به مشکلات این دوره­ها دامن زده است.

سه- عدم استقلال دانشگاه­ها

در اغلب دانشگاه­های معتبر دنیا، پذیرش دانشجو در تمام مقاطع تحصیلی توسط دانشگاه انجام می­گیرد. با این وجود در طی سال­های گذشته به دلیل افزایش شمار داوطلبان در دو مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، پذیرش دانشجو به ناگزیر به عهده­ی سازمان سنجش و به صورت متمرکز گذاشته شده است. متاسفانه با رویکرد وزارت علوم تحقیقات و فن آوری در دولت دهم و از سال 1390، آزمون بالاترین مقطع تحصیلی یعنی دوره­ی دکتری نیز به صورت نیمه متمرکز انجام شد. از پی آمدهای ناگزیر آزمون نیمه متمرکز، استفاده از سئوالات چهار گزینه­ای (که نسبت به سئوالات تشریحی قادر به انتخاب بهترین داوطلبین نیست) و رشد قارچ گونه­ی کلاس­های کنکور دوره دکتری می­باشد.

مسأله مهم دیگر، لزوم تنوع در مواد درسی دانشگاه های کشور است که آن نیز با دادن استقلال معقولانه به دانشگاه­ها امکان پذیر است (تجربه ای که در کشورهای صاحب دانشگاه های بزرگ پاسخ داده است). تنوع در اساتید، دیدگاه های آنان، منابع مورد استفاده و ... با توجه به گستردگی جغرافیایی و قومی کشور امری ضروری به نظر می­رسد. در این صورت امکان حل مشکلات هر منطقه به دست دانش­آموختگان دانشگاه­های آن منطقه وجود خواهد داشت.

چهار- کاهش کیفیت دوره­های تحصیلات تکمیلی
پیامد منطقی افزایش شمار دانشجویان تحصیلات تکمیلی، افزایش دانشگاههای پذیرنده­ی این دوره­ها و انجام آزمون نیمه متمرکز برای انتخاب دانشجویان دوره دکتری، کاهش کیفیت دوره­های تحصیلات تکمیلی بوده است. پیچیدگی­های خاص دوره­های تحصیلات تکمیلی نیاز به اساتیدی با تجربه که همزمان دارای اطلاعات به روزی هم باشند دارند. شیوه­های تدریس سنتی، نظیر متکلم وحده بودن استاد در کلاس، که معمولاً به سختی توسط دانشجوی امروزی (که به انواع رسانه­های آموزشی دسترسی دارد) تحمل می­شود در کلاس­های دور­ه­های کارشناسی جوابگو نیست. با این وجود برخی اساتید با همین شیوه دوره­های تحصیلات تکمیلی را برگزار می­کنند. به نظر می­رسد، اساتید فعال در قسمت تحصیلات تکمیلی باید پا به پای دانشجویان در انجام پژوهش­ها مشارکت فعال داشته باشند تا از نزدیک با مشکلات این گروه از دانشجویان آشنا شوند. این همراهی نه تنها در اغلب دانشگاه­های کشور دیده نمی­شود، بلکه در برخی دانشگاه­های غیر دولتی کشور، دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه محل تحصیل خود استاد راهنما پیدا نکرده و برای انجام پژوهش خود ناچارند به دانشگاهها یا مراکز دیگری مراجعه کنند!

جمع بندی

موافقین افزایش گسترش تحصیلات تکمیلی استدلاهای مختلفی دارند. یکی از دلایل این گروه مقایسه با کشورهای دیگر در زمینه گسترش تحصیلات تکمیلی است. از آنجا که در اغلب دانشگاهای خارج از کشور تحصیل همراه با پرداخت هزینه همراه است، این مقایسه منطقی نخواهد بود! از سوی دیگر در دانشگاه­های معتبر دنیا، بیشتر پروژه­های مربوط به دوره کارشناسی ارشد و دکتری توسط موسساتی که به هر دلیلی مایلند از نتایج آن پژوهش­ها استفاده کنند پرداخت می­شوند. به نظر می­رسد، مسئولین و جامعه بزرگ دانشگاهی کشور بدون در نظر گرفتن سودهای "مقطعی" و "گذرا" به "مصالح عمومی" کشور بپردازد و از گسترش­های "مصلحت گرایانه" و "سفارشی" آموزش عالی به ویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی خودداری کنند. رسانه­ها نیز با آگاهی بخش در این زمینه، مطالبات غیر معقولانه بخشی از جامعه را در گسترش دوره­های تحصیلات تکمیلی تعدیل کنند تا از هدر رفت سرمایه­های ملی به بهانه گسترش آموزش عالی جلوگیری شود.

/ 0 نظر / 35 بازدید